قریب به دو سال قبل و به دنبال گفتگوهایی که پیرامون طرح مدارس خواهرخوانده بین گروهی ازمدیران ازمدتها قبل اتفاق افتاده بود ، بالاخره جلسات رسمی آغازو این بحث قالب جدی تری به خود گرفت.
پرواضح است که مدارس هرکدام  جداگانه و متناسب با اهداف درنظرگرفته شده خود ، حداکثرتلاش برای نیل به موفقیت در حوزه آموزش و پرورش دانش آموزان خود را داشتند .
اما مهمترین سوال در مسیر ایجاد ” مدارس خواهر خوانده ” این بود که :
آیا با اجرای طرح مدارس خواهر خوانده ، امکان این خواهد بود تا ضمن حفظ استقلال و هویت هرکدام از مجموعه های اموزشی ، به یک تفاهم همکاری مشترک دست یافت ؟
پاسخ به این پرسش ، گروه را به فهرستی ازفعالیت های مختلف رساند که ویژگی “با هم بودن”می توانست نتیجه و ثمر آن فعالیت ها را ، ارتقا بخشیده و کیفیت بهینه ای برای آنها ایجاد نماید